تبليغاتX
Civil Engineering ,website
به صفحه ای اینجینیری سیول خوش امدید


کانکریت (بتن) اساسا از دو قسمت دانه­های سنگی (Aggregates) و خمیر سیمان (Cement) تشکیل شده است. خمیر سیمان که در واقع مخلوطی از سیمان پرتلند و آب می­باشد.

   - در اثر واکنش شیمیایی سیمان و آب روند سخت شدن ادامه یافته و در نتیجه دانه­ها (ریگ و جغل) را بصورت تودﮤ سنگ مانندی به یکدیگر می­چسباند.

   - دانه­ها به دو گروه ریزدانه که تا ¼ اینچ (6میلیمتر) و درشت دانه که روی غربال شماره 16 (1.18 میلیمتر) تقسیم می­شوند.

   - خمیر سیمان عموما حدود 25 تا 40% کل حجم بتن را تشکیل می­دهد که حجم مطلق سیمان بین 7 تا 15% و حجم آب از 14 تا 21% است. مقدار هوای در کانکریت تا حدود 8% حجم کانکریت را تشکیل می­دهد این اندازه به درشت ترین دانه بستگی دارد.

   - برای مصالح و شرایط عمل آوردن (Curing) معین، کیفیت کانکریت سخت شده به مقدار آب در مقابل با مقدار سیمان بستگی دارد.

   مزایای کاهش مقدار آب

1.    افزایش مقاومت فشاری و مقاومت خمشی

2.    افزایش قابلیت آب بندی (Water Tightness)

3.    کاهش جذب آب (Absorption)

4.    افزایش مقاومت نسبت به عوامل جوی

5.    پیوستگی بهتر بین لایه های متوالی

6.    چسبندگی بهتر میان سیخ گول و کانکریت

7.    کاهش تغییرات حجمی در اثر تر و خشک شدن


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 6 تیر1388ساعت 23:22  توسط احمدامید نادری | 

Introduction


Defining Plan Quality

The dictionary defines quality control as the inspection, analysis and action required to ensure quality of output; the operational techniques and the activities used to fulfill and verify requirements of quality; a procedure for keeping quality of inputs or outputs to specifications

 In an effort to define plan quality Elite has concluded that the following characteristics (The 5 C’s) would provide an indication of the quality control plan

 Complete

o   The plans will be an accurate and thorough representation of the existing project site and terrain features

o   The plans will be an accurate and thorough representation of the proposed project features and details to be constructed

o   The plans will be supported by a thorough and detailed documented development process

o   The plans will be developed with the active involvement of all affected parties and developmental stage owners throughout all stages of development


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 17 اسفند1387ساعت 9:30  توسط احمدامید نادری | 
حتما در طی برگزاری المپیک تابستانی پکن، استادیوم ملی پکن که به ورزشگاه آشیانه پرنده هم موسوم است، دیده‌اید. شاید از خود پرسیده باشید که کار طراحی و ساخت این استادیوم را چه اشخاص و شرکت‌هایی انجام داده‌اند.شرکت های که پارا فراتر ازتخیل میگزارند.ویکی از غولهای قدرت دیزاین در دنیا می باشند. 

کار طراحی این استادیوم را شرکت سوئیسی «هرزوگ و دو مورون» Herzog & de Meuron انجام داده است. این شرکت در سال ۱۹۷۸ به وسیله پییر دو مورون و ژاک هرزوگ در بازل تأسیس شد. این شرکت تا به حال برنده جوایز متعدد معماری شده است و طراحی‌های منحصر به فردی انجام داده است. در سال ۲۰۰۶، مجله نیویورک تایمز این شرکت را تحسین‌شده‌ترین شرکت معماری دنیا دانست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 16 اسفند1387ساعت 18:10  توسط احمدامید نادری | 
ادوارد فیلیپس : مردی که اشتباه نکند ارزش کارهای بزرگ را نخواهد داشت .

اُرد بزرگ : ترس از جدایی ، جدایی ببار می آورد .

فردریش  نیچه :حتی از میان پر دلترین کسانمان چه اندک اند آنان که دانایی خویش را تاب توانند آورد.

کمار : تمرکز در معنای اصلی و درست کلمه توانایی دقت و توجه ذهن روی یک موضوع واحد است.

بودلر : شعر راستین ، انکار بی داد است. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 16 اسفند1387ساعت 17:26  توسط احمدامید نادری | 

 افت فونديشن بر اثر عواملي همچون رطوبت و فشارهاي وارده از طبقات ، بي مقاومتي خاك و عملكردهاي آن پيش مي آيد . همچنين نوع مصالح مصرفي و اجراي غيرفني ، سبب نشستهاي فونديشن مي شود . در مجموع ، بر اثر حركات زمين ، اسكلت بنا حركت مي كند و شكستهاي مختلف كه شامل تركهاي عميق و يا معمولي و در مواردي به شكل مويي است ، نمايان مي شود.

موقعيت ترك :

تركهاي عميق : اين تركها گاهي به طور دائمي به وجود مي آيد و دليل آن نشست مرتب فونديشن است كه در اين صورت ، بودن ساكنان در ساختمان خطرناك است.

تركهاي ثابت : معمولا پس از نشست پي ، تحرك ساختمان كم مي شود. اين پديده بر اثر قطع رطوبت و فشرده شدن سطح زير پيش مي ايد. در نتيجه ، شكست و افت ديوارها و اسكلت بنا نيز متوقف ، و حالت ترك ثابت مي شود.

موي تركهاي معمولي : اين تركها در اثر افتهاي كوچك در اسكلت بنا و به واسطه نيروها و در مواردي به علت نوع مصالح اندود به وجود مي ايند. رطوبت ، انقباض و انبساط حاصله در مقابل خشك شدن سطوح مرطوب ، باعث ايجاد تركهاي مويي مي شود.

حالتهاي ترك :

ترك را به شكلهاي مختلف مي توان آزمايش كرد. نوع خطرناك و بدون خطر آنها را به شكلهاي زير مي توان شناسايي كرد:

الف) بند دوقسمت ديوار را كه بر اثر تركهاي عميق از يكديگر جدا شده اند ، با گچ دستي طوري كف كش مي كنيم كه ملات فقط دو قسمت جدا شده را پوشش دهد ؛ يعني در تركها نفوذ نكند

پس از خودگيري و خشك شدن ملات گچ ، چنانچه از ديوار جدا شود ، اسكلت در حال نشست و افت كامل است كه بايد در مورد آن با احتياط رفتار كرد.

ب) در موارد ذكر شده در بالا ، مي توان روي ترك دو قسمت جدا شده ديوار را نوار كاغذي از جنس كاهي نازك به ابعاد 30*3 سانتيمتر به شكل ضربدر (*) با پونز نصب كرد. چنانچه كاغذ پاره شود ، شكست و نشست در ساختمان بسيار خطرناك مي باشد. در اين صورت ، ساختمان بايد از سكنه خالي شود.

ج) در نشستهاي خطرناك ، كلاف پنجره بر اثر نيروي فشار ، اهرم و دفرمه مي شود . به علت بالا بودن ضريب شكنندگي ، شيشه پنجره ها ترك مي خورند و مي شكنند.

د) در افتهاي مداوم پي و مواقع سكوت ، صداهاي "تك تك " كه حاصل ترك مصالح و بويژه اجركاري است ، شنيده مي شود.

روش تعمير تركها :

همانطور كه گفتيم ، بر اثر نشست ، تركهايي به وجود مي آيد كه برخي از آنها مويين و ريز هسنتد . با خالي كردن اطراف آنها و با " كشته كشي " و كشيدن پنبه آب روي سطوح تركهاي مويين آنها گرفته و آماده نقاشي مي شوند.

تركهاي نيمه عميق :

بر اثر حركت پذيري سقف توفال كه از انقباض و انبساط رطوبت و حرارت حاصل مي شوند . تركهايي به وجود مي آيد . اين تركها را با نوك كاردك و ماله خالي مي كنيم و پس از " آماده كشي " و پرداخت كشته و پنبه زني ، تركها را مي گيريم و آماده نقاشي ميكنيم.

تركهاي عميق :

اطراف ترك را با تيشه مي تراشيم و سپس درز آن را كاملا خالي مي كنيم. كاربردن گچ دستي و كف كش كردن ، درون ترك را پر و سطح آن را با گچ آماده صاف مي كنيم . سپس با گچ كشته و پنبه اب ، سوح آن را كاملا پرداخت و آماده نقاشي مي كنيم.

توجه شود : چون سطح كشته كشي در بعد بيشتري انجام مي شود تا خطر كپ كردن به وجود نيايد ، بابد اصولي را به كاربرد تا سطح ترك از اطراف به شكل پخ از گچكاري و اندود برداشته شود تا عمق ترك در سطحي عريض پيوند شود. به اين عمل اصطلاحا " پرداخت كردن ، كشته و همسطح كردن با زمينه در گچكاري قديمي " مي گويند.

ترك در تقاطع ديوار :

ديوارها بر اثر نداشتن پيوند با هشت گير ترك مي خورند . در مواقعي نشست و شكست ديوارها ، تركها كاملا باز و رويت مي شوند . در بعضي موارد ، اين تركها بسيار عميق هستند ؛ به طوري كه مي توان دست را در درون آنها حركت داد . در اين حالت ، چنين عمل مي كنيم :

1- سطح ترك را از دو طرف كاملا با تيشه مي تراشيم ، و پس از جارو ، سطوح آن را كاملا مرطوب مي كنيم .

2- چنانچه لازم باشد ، كنارهاي ترك را با قلم و چكش چند سانتيمتر بازتر مي كنيم تا نشست گچ با عمق بيشتري انجام شود.

3- ملات گچ تيزون را شلاقي در درون ترك مي كوبيم تا سطح ترك كاملا پر شود.

4- پس از پر كردن ترك به شكل سرتاسري و كف كش كردن گچ تيزون ، اندود گچ و خاك را اجرا مي كنيم.

5- در صورت نياز ، ترك را شمشه گيري مي كنيم تا در سطح گچكاري يكنواختي به وجود آيد.

6- با گچ آماده و سپس گچ كشته ، سطح اندود را " سفيدكاري" مي كنيم و با پنبه آب زدن براي پرداخت ، گچكاري را خاتمه مي دهيم.

توجه شود: چنانچه در محل تقاطع ديوار ديوار ابزار گرد زده شود ، يعني ماهيچه به وجود آيد ، ترك مجددي پيش نخواهد آمد .

ترك در نعل درگاه :

به علتهاي زير ، نعل درگاه و سوح زير آن مي شكنند :

الف) در اثر نشست ستون زير نعل درگاه ، به علت اهرم شدن آن ، برش افقي به وجود آيد.

ب) برشهاي عمودي به خاطر وجود پيوند و اثر نيروهاي فشاري در امتداد تير نعل درگاه و برشهاي طولي بعد از مقدار گير نعل درگاه به وجود مي آيد كه در هر دو حالت ، جداره تركها را مي تراشيم ، باز مي كنيم و سپس گرد آن را مي گيريم . بهد ، محل مرطوب شده را با اصطلاحا گچ تيزون ( زودگير) پر مي كنيم و زمينه را با كشته كشي آماده مي سازيم و سپس تركها را به ترتيب ترميم و تعمير مي كنيم.

پيوند در تركهاي عميق :

چنانچه ترك عميق باشد ، رجهاي بريده شده را از دو طرف به اندازه يك نيمه ، خالي مي كنيم و با به كاربردن ملات مرغوب و اجرهاي راسته مقاوم ، سطح ترك را در عزض ديوار با رعايت پيوند ، كامل مي گيريم و سپس مبادرت به اندودكاري مي كنيم. در اين صورت ، اثر ترك كلي محو مي شود. در بعضي موارد ترك به حدي است كه از بيرون نور و اشيا قابل رويت مي شود .

به طور مسلم ، اين ترك و شكست و نشست از پي شروع مي شود و تا بالاترين قسمت ساختمان ادامه مي يابد كه براي تعمير ان ، به اينصورت عمل مي كنيم : مسير ترك را در كفسازي دنبال مي كنيم و با برداشتن كفسازي به پي مي رسيم . تعمير از پي شروع مي شود . پاز كرسي چيني ، جداره ترك را جهت به وجود آوردن پيوند خالي مي كنيم . پس از بنايي ترك مذكور ، در عمق ديوار اندود و سفيدكاري انجام مي دهيم.

رفع ترك اطراف ستونهاي فلزي :

در اجراي اسكلت فلزي كنار ستون فلزي ، هر 60 سانتيمتر ، ميلگرد با برگشت به صورت L خوابيده به نام علمي كيليبس به معناي گيره ، چفت و بست ، پهلو گرفتن و سفت كردن است . آهنگر اسكلت ساز آن را اصطلاحا كلمس مي گويد . حدودا به قطر نمره 16 ميليمتر و به طول 50 سانتيمتر و برگشت ( گونيا زاويه 90 درجه ) حدود 12 سانتيمتر پاجوش به قطر كافي اتصال مي شود. اين اجرا ديوار آجري را با ستون فلزي به طور اصولي پيوند و اتصال مي دهد. اجراي اصولي اين روش يه اين شرح است كه كيليپس زا به دو ستون مقابل و در راستاي يكديگر جوش مي دهيم . سپس ، با ميلگرد راستاي هم قطر و با رعايت اورلپ به دو كيليپس جوش مي دهيم . توجه گردد كه چنانچه فاصله دو ستون فلزي مقابل از 3 متر بيشتر باشد ، بايد از وجود وادار ، فلزي مانند سپري جهت نصب بين دو ستون استفاده كنيم. سپس ، كيليپس گذاري بين ستونها و وادار را در راستاي يكديگر انجام دهيم . بهد هم سفتكاري ديوار را اجرا كنيم. باز هم توجه گردد كه چنانچه فاصله تير زيرين و تير فوقاني در قاب ، مرتفع و بيشتر از ارتفاع 3 متر باشد ، بايد از وجود تير فرعي غير باربري مانند نبشي استفاده كنيم . به طور مسلم ، اتصال تير فرعي با وادار و اجراي كليپس گذاري در مجموعه ذكر شده ، سفتكاري را با اسكلت فلزي كاملا درگير مي سازد. با اين روش اولا وجود تركها در موقع نشست از بين خواهد رفت ؛ ثانيا در مقابل زلزله و تحركات زمين ، ديوارهاي ساختمان و به خصوص ديوارهاي خارجي نگهداري مي شوند كه از براي تعمير چنين عمل مي كنيم :

1- سطح اندود رويه ، آستر روي ستون و دو ديوار متصل به ستون فلزي را به عرض 100 سانتيمتر و در شرايط محدود حتي به عرضي كمتر ، جمع اوري مي كنيم .

2- به فاصله و ارتفاع هر 60 سانتيمتر از ذدو ديوار ، كناره ستون را در يك رج افقي به اندازه 50 سانتيمتر خالي مي كنيم.

3- عمل كليپس گذاري را در دو رج خالي شده با ستون فلزي از ميلگرد حداقل نمره 16 با جوش مطمئن و كافي انجام مي دهيم.

4- محل خالي را با ملات مرغوب و آجر نيم لايي آبخور به طور اصولي انجام مي دهيم تا شكاف گرفته شود.

5- پس از جارو زدن سطح تراشيده شده و آب پاشيدن به ان ، ميخ سر كج را به فاصله هر 25 سانتيمتر طوري مي كوبيم كه 5/1 سانتيمتر با سطح ستون و سفتكاري فاصله داشته باشد.

6- توري گالوانيزه به عرض 80 سانتيمتر را توسط سيم آرماتور بندي با قلاب مطمئن و محكم به ميخهاي سركج مي بنديم .

7- اندود آستر را طوري انجام مي دهيم كه توري در وسط ملات قرار گيرد و اندود را مسلح سازد.

8- پس از آستر ، عمل سفيدكاري و لكه گيري و سپس رنگ و روغن را انجام مي دهيم.

با اين روشهايي كه در بالا توضيح دادم چنانچه نشست به وجود آيد ، ديگر ترك در كناره ستون فلزي به وجود نخواهد آمد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 مهر1387ساعت 11:46  توسط احمدامید نادری | 

  

 

فروريزى ساختمان هاى دوقلوى مرکز تجارت جهانى واقع در نيويورک آمريکا در واقعه 11 سپتامبر 2001 ميلادى خسارات اقتصادى و پيامدهاى سياسى قابل توجهى را در پى داشت، ولى فرصت بسيار ارزشمندى را جهت بررسى سيستم سازه اى اين دو ساختمان که زمانى جزو بزرگترين ساختمان هاى مهندسى ساخته ى دست بشر بودند و حتى تا چندى پيش يعنى در دهه 70 مرتفع ترين آسمانخراشهاى دنيا به حساب مى آمدند، فراهم آورد. کليه ى مراحل اجرايى اعم از خاکبردارى، پى ريزى، نصب ستون ها وخرپاهاى کف و… وهمچنين حفاظت و پاسخ در مقابل حريق که يکى از مباحث عمده در ارتباط با ساختمان هاى بلند مرتبه ى فولادى به شمار مى آيد، تماماً حاوى نکات قابل توجهى است که به دقت مورد بررسى قرار گرفته است.
همچنين وقوع اين حادثه، اين امکان را فراهم آورد تا با در دست داشتن يک مدل واقعى و تجربى، نحوه ى عملکرد و پاسخ ساختمان ها را در طى اين تصادم و انهدام، بررسى نمود. گروه ها، اشخاص و سازمان هاى مختلفى علل فرو ريختن ساختمان ها را بررسى کرده اند. از بين گزارشات ارائه شده، کامل ترين گزارش مربوط به " آژانس مديريت بحران فدرال " مى باشد. آژانس مذکور براى تهيه ى گزارش خود، کميته ى ويژه اى را با عنوان " کميته بررسى عملکرد ساختمان ها " تشکيل داد، که از متخصصينى در زمينه ى طراحى ساختمان هاى بلند، ساختمان هاى فولادى واتصالاتشان و همچنين متخصصينى در زمينه ى آتش سوزى و اطفاء حريق بهره مى جست، و با انجام تحليل هاى سازه اى، بررسى هاى محلى، مرور صدها ساعت فيلم وهزاران قطعه عکس اين گزارش را تهيه کرد، و در نهايت کار اين کميته منجر به توصيه هايى براى انجام تحقيقات بيشتر در زمينه هاى مختلف وهمچنين تغييراتى در آيين نامه هاى طراحى و اجرايى گرديد.به طور کلى سعى بر آن است که دراين مقاله به اين پرسش پاسخ داده شود، که چرا با وجود اينکه در طراحى ساختمان هاى دو قلوى مرکز تجارت جهانى، بر خورد يک فروند هواپيماى بويينگ 707 در نظر گرفته شده بود، وحفاظت در مقابل حريق به نحو احسنت بر روى هر دو ساختمان اجرا شده بود، هر دو عامل فوق نهايتاً باعث فروريزى ساختمان ها شد !

•پلان سايت مركز تجارت جهانى
مساحت زمين 64000 متر مربع و مساحت اشغال شده توسط مجموعه‌ى 7 گانه ساختمان‌هاى تجارت جهانى چيزى در حدود 20000 متر مربع مي‌باشد كه با احتساب طبقات اين 7 ساختمان كلاً 1115000 متر مربع مساحت قابل استفاده را در اختيار گذاشته بودند.

•بررسى زمانى ، نحوه برخورد
ساختمان شماره 1 در ساعت 8:46 دقيقه صبح از جانب جبهه‌ى شمالى در محدوده‌ى طبقات 98- 94 مورد اصابت يك فروند هواپيماى مسافربرى بوئينگ 767 قرار گرفت. ساختمان شماره 2 در ساعت 9:03 دقيقه صبح ( 17 دقيقه بعد ) از جانب جبهه‌ى جنوبى در محدوده‌ى طبقات 84- 78 مورد اصابت يك فروند هواپيماى بوئينگ 767 قرار گرفت. در زمان برخورد 58000 نفر در محل، اعم از ساختمان‌هاى مركز تجارت جهانى، خطوط مترو و جاده‌هاى اطراف حضور داشتند. ساختمان شماره 2 در ساعت 9:59 دقيقه ( يعنى 56 دقيقه پس از برخورد ) فروريخت.

•روسازه‌ى برج‌هاى دوقلوى تجارت جهانى
هر كدام از ساختمان‌هاى دوقلوى تجارت جهانى 110 طبقه بالاى زمين و 9 طبقه زيرزمين داشتند كه كلاً ارتفاعشان از تراز پايه 417 متر بود و همچنين روى ساختمان ساختمان شماره 1 يك دكل آنتن به ارتفاع 110 متر قرار گرفته بود. پلان برج‌هاى دوقلوى تجارت جهانى به صورت مربعى به اضلاع63m x 63m با پخ 1.2 متر در گوشه‌ها بود. هسته مركزى ابعادى در حدود 26.5m x 24m داشت كه در آن 3 پله خروجى، 99 آسانسور و 19 پله برقى جاى داده شده بود. ساختمان‌هاى شماره 1 و 2 مشابه بودند، ولى ...

•نحوه‌ قرار گرفتن و آرايش ستون‌ها
ستون‌ها به صورت قطعات از قبل مونتاژ شده‌ى 3 تايى به ارتفاع 3 طبقه بودند كه توسط پليت هايى به ارتفاع 132 سانتى متر در تراز طبقات به هم متصل شده بودند كه در واقع اين پليت ها، پس از اجراى كامل در دور تا دور ساختمان حكم تيرهاى محيطى را داشتند، بدين ترتيب كه يك ديواره‌ى مجوف فولادى را در دور تا دور ساختمان‌ها ايجاد كرده بودند. ستون‌ها در ارتفاع 7 طبقه از تراز پايه 3 تا 3 تا يكى شده بودند.

•سيستم كف
سيستم كف متشكل از 4 اينچ ( 10 سانتى متر ) بتن سبك بود كه بر روى ورق موج دار فولادى به ضخامت 3.8 سانتى متر اجرا شده بود و هر چه به هسته مركزى نزديك تر مي‌شديم ضخامت بتن كف حدوداً 1 اينچ افزايش پيدا مى كرد و به 12.7 سانتى متر مى رسيد.

•نحوه‌ و چگونگى نگهدارى سيستم كف
در بيرون هسته، عرشه‌ى فلزى توسط يك سرى از خرپاهاى مركب كف تحمل مي‌شد،كه ما بين ديوار خارجى و هسته مركزى قرار داشتند. اين خرپاهاى طولى توسط خرپاهاى عرضى به هم بسته مي‌شدند.

•حوه‌ى اتصال خرپاهاى اصلى با ديواره‌ى خارجى و هسته مركزى
تقريباً در حدود 10000 دمپر ويسكوالاستيك كه به يال تحتانى خرپاها متصل بود، استفاده شده بود كه اين تكنولوژى براى اولين بار در ساختمان‌هاى بلند مرتبه بكار رفته بود، تا حركات ناشى از باد براى استفاده كنندگان و ساكنان برج‌ها كمتر محسوس باشد. بين طبقات 106 تا110 يك سرى از مهاربندهاى قطرى در قاب ساختمانى استفاده شده بود.

•پى سازه
اين پى يك پى گسترده‌ى ضخيم بود كه درون سنگ بستر حفر و اجرا شده بود و از شبكه تيرهاى فولادى عمود بر هم جهت انتقال بار ستون‌هاى سنگين به پى استفاده شده بود.

•ساخت و اجرا
پس از اينكه طرح معمارى توسط Minoru Yamasaki تهيه و توسط تيم سازه‌اى Skilling اين طرح سازه‌اى شد، از آگوست 1966 خاكبردارى محوطه شروع شد. در آگوست سال 1968 ( يعنى دقيقاً 2 سال پس از شروع خاكبردارى ) نصب سازه‌ى فولادى شروع شد و در دسامبر 1970به بهره‌بردارى رسيد.

•حفاظت در مقابل حريق
در ارتباط با ساختمان‌هاى فولادى حفاظت در مقابل حريق يكى از مباحث مهم و اساسى به شمار مي‌آيد ( به دليل ايجاد تنش‌هاى حرارتى در اعضاى فولادى با بالا رفتن دما ). در ارتباط با ساختمان‌هاى دوقلوى تجارت جهانى براى افزايش مقاومت ساختمان در مقابــل حريق دو نوع حفاظت Active وPassive پيش بينى شده بود.

•حفاظت Passive
اين حفاظت عمدتاً بصورت استفاده از پوشش‌هاى محافظ براى اجزاء سازه‌اى در نظر گرفته شده بود، كه اين پوشش‌هاى محافظ يك مخلوط كارخانه‌اى الياف تيپ سيمانى بودند كه با مواد افزودنى، مواد سراميكى و آب تركيب و اسپرى مي‌شدند. ضخامت قشر محافظ خرپاها بصورت متوسط 1.6 سانتى متر بود كه در سال 1990 تصميم گرفته شد.

•حفاظت Active
اولين خط دفاعى در مقابل آتش‌سوزى افشانك‌ها بودند كه البته اين افشانك‌ها در موقع ساخت نصب نشده بودند ولى در سال 1990 از افشانك ها در هر دو ساختمان استفاده شد. دومين خط دفاعى مقابله‌ى دستى با آتش بود كه بدين منظور در راه پله‌ها لوله‌هاى آتش‌نشانى در هر كف وجود داشت. منابع آب لازم براى اطفاء حريق توسط 3 عدد پمپ كه در طبقات 7،41 و75 قرار داشتند، از منبع آب شهرى پر مي‌شدند و پمپ‌ها طورى طراحى شده بودند كه اگر پمپ ميانى خراب مي‌شد، پمپ پائينى مي‌توانست وظيفه‌ى آن را به عهده بگيرند. منابع 19000 ليترى در طبقـات 41،75و110 آب را به لوله‌هاى آتش نشانى مي‌رساندند. علاوه بر موارد فوق يك تيم 25 نفره ى آتش نشان‌ها مستقيماً مسئوليت اطفاء حريق در اين ساختمان‌ها يعنى مجموعه‌ى WTC را بر عهده داشتند.

•اسخ ساختمان‌ها
در سال 1945 بدليل مه شديد يك فروند بمب‌افكن B25 كه قصد فرود داشت به ساختمانEmpire State Building برخورد كرد. همين بهانه سبب شد كه در طرح سازه‌اى اين دو ساختمان اصابت يك بوئينگ 707، تقريباً در شرايط مشابهى در نظر گرفته شود و فرض شده بود كه بوئينگ 707 وزنى حدود 120 تن و سرعتى معادل با290Km/h داشته باشد. هواپيماهايى كه در واقعه 11 سپتامبر با برج‌هاى دوقلوى تجارت جهانى برخورد كردند،هواپيماهاى بوئينگ 767 از نوع 200ER بودند.

•ساختمان WTC1
ساختمان شماره يك از جانب جبهه ى شمالى ( تقريباً وسط ) و در محدوده‌ى طبقات 94 تا 98 ضربه خورد. حداقل 5 تكه‌ى 3 ستونى كنده شد و به داخل پرتاب شد و قسمتى از كف كه توسط اين ستون‌ها تحمل مي‌شد به صورت موضعى خراب شد. در اطراف مركز، ستون‌ها با تصادم بال هواپيما شكسته شدند. تصاوير نشان مي‌دهد حدود 31 تا 39 ستون در ارتفاع حدود 4 طبقه در ضلع شمالى خراب شدند. ميزان خساراتى كه به ستون‌ها و تيرهاى هسته مركزى وارد شده نامعلوم است.

•روند خرابى
به دنبال برخورد بارهاى ثقلى كف‌هايى كه ابتدا به صورت فشارى توسط ستون‌هاى خارجى تحمل مي‌شد به سوى ديگر مسيرهاى انتقال بار منتقل شدند. پس بنابراين قسمت عمده‌ى بار ستون‌هايى كه تخريب شده بودند به ستون‌هاى كه پيرامونى منتقل شد. آناليزهاى اوليه بر روى ساختمان شماره 2 كه تقريبآً در وضعيت مشابهى قرار داشت، نشان داد كه ستون‌هاى مجاور ستون‌هاى تخريب شده 9 برابر بار بيشترى را پس از برخورد تحمل مي‌كردند، كه البته در طراحى، اين ستون‌ها ذاتآً براى بارهاى ثقلى اضافه طراحى شده بودند. حال اگر از كاهش در سختى جانبى ناشى از خرابى ديافراگم كف‌ها صرف نظر كنيم و از كاهش مقاومت به دليل افزايش درجه حرارت هم صرف نظر شود، اغلب ستون‌ها بارهاى بزرگى در حدود ظرفيت نهايى خود را تحمل مى كردند.

•عامل حريق
هر هواپيما حدود 38000 ليتر بنزين داشت و فيلم‌ها هم نشان داد كه هواپيماها قبل از آتش گرفتن به طور كامل وارد ساختمان ها شدند. سوخت هواپيماها كه به صورت توده ى آتشين در آمده بود، فشار داخلى را به شدت افزايش داد و قسمت عمده‌اى از اين سوخت به داخل داكت‌ها و سوراخ‌هاى ايجاد شده در كف به هنگام ضربه، به پائين فرو ريخت. درجه حرارت در برخى سطوح حدود 900 تا 1100 درجه سانتيگراد و در برخى سطوح حدود 400 تا 800 درجه سانتيگراد تخمين زده مي‌شود.

•ساختمان WTC2
ساختمان شماره 2 از جانب ضلع جنوبى در طرف شرق مورد اصابت قرار گرفت. پس از برخورد 6 تكه ى ستون 3 تايى در قسمت ميانى خراب شدند و بخشى از كف‌هاى طبقات 78 تا 84 آسيب ديدند. در قسمت‌هايى كه مورد اصابت بال هواپيما قرار گرفته بودند،فقط ستون‌هاى خارجى آسيب ديدند. عكس‌ها مبين اين است كه حدود 27 تا 32 ستون در ضلع جنوبى ساختمان در ارتفاع 5 طبقه آسيب ديدند.

•تفاوت‌هاى ميان تصادم هواپيما‌ها با WTC1 وWTC2
تفاوت‌هاى ميان تصادم هواپيما‌ها با ساختمان هاى شماره 1 و 2 که از عوامل تسريع روند خرابى ساختمان شماره 2 نسبت به ساختمان شماره 1 مى باشد، عبارتند از:
1- سرعت برخورد هواپيماها به ساختمان شماره 1 حدود 750 km/h و به ساختمان شماره 2 حـــدود 950 km/h بود.
2ـ قسمت ضربه ديده در ساختمان شماره يك تقريباً در وسط ضلع بود، در حالى كه در ساختمان شماره 2 اين برخورد به قسمت گوشه شرقى وارد شده بود.
3ـ به دليل قرار گرفتن شمالى - جنوبى هسته در ساختمان شماره 2 قطعات هواپيما فقط حدود 10.5 متر تا خرابى اجزاء هسته فاصله داشتند.
4ـ طبقات آسيب ديده در ساختمان شماره 2 حدود 20 طبقه پائين تر از طبقات ضربه ديده در ساختمان شماره 1 قرار داشتند، بنابراين ستون‌ها بار بيشترى را تحمل مى كردند و به همين دليل تسريع روند خرابى در ساختمان شماره 2 بالا‌تر بود.

طرح هاى پيشنهاد شده براى جايگزين کردن برجهاى دوقلوى تجارت جهاني:
Memorial Triangle: که شامل 6 برج در زمينى پنج هکتارى به شکل مثلث مى باشد.
Memorial Park: که شامل پارکى به مساحت شش هکتار در بر گيرنده ى 5 برج مى باشد.
Memorial Plaza: که شامل 5 برج ادارى به همراه يک برج ياد بود، مشابه برج هاى دوقلوى تجارت جهانى، در زمينى هشت هکتارى مى باشد.
Memorial Promenade: که شامل ميادين عمومى، سايت هاى يادبودى، موزه و ساختمان هاى فرهنگى مى باشد. اين طرح در بر گيرنده ى 6 برج در زمينى هجده هکتارى مى باشد.
Memorial Square: که شامل زمينى ده هکتارى به شکل مربع، در بر گيرنده ى 4 برج ادارى و1 برج يادبودى مرکزى، مشابه برج هاى دوقلوى تجارت جهانى، پارکى غير هم تراز، و مکان هاى فرهنگى و يادمانى مى باشد.
همچنين در ميان طرح هاى پيشنهاد شده، 2 طرح ديگر نيز به چشم مى خورد، که از لحاظ سبک معمارى و سازه اى بسيار قابل توجه مى باشند.
قابل ذکر است که در هيچ کدام از طرح هاى پيشنهادى بالا، در محل هاى اسبق برج هاى دوقلوى تجارت جهانى، احداث ساختمانى پيش بينى نشده است.




منابع:
گزارش سازمان مديريت بحران فدرال ( FEMA )، به ترجمه ى مهندس مسعود فرزام عضو هيئت علمى دانشكده عمران دانشگاه تبريز.
گزارش سازمان نظام مهندسى ساختمان استان آذربايجان شرقى.
مجله گاردين.

جامعه ای مهندسان مشاور ایران.
اينترنت.

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 مهر1387ساعت 16:6  توسط احمدامید نادری | 

 

از نظر زلزله شناسی، زلزله دارای مفاهیم و خصوصیات متعددی از جمله کانون زلزله، شدت و بزرگی زلزله و ... می‌باشد که بررسی هر کدام در جای خود مهم است. اما در اینجا به مشخصات تاثیر گذار عمده و مفاهیم کلیدی مربوط به بحث اشاره می‌شود و تاثیر هرکدام از پارامترها در رفتار سازه‌های زیر زمینی مورد بررسی قرار میگیرد.

1-     امواج زلزله :

انرژی آزاد شده در زلزله، بصورت امواج در زمین منتقل گردده و باعث تحریک سازه‌های دور از کانون زلزله میشود. بررسی این امواج بصورت کلی، امری است بسیار دشوار که در عمل برای سهولت، امواج به یکسری امواج ساده‌تر تجزیه می‌گردد.

امواج زلزله از نوع امواج الاستیک هستند و بر حسب کرنش ایجاد کننده به دو نوع حجمی (مانند امواج فشاری و برشی) و سطحی (مانند امواج لاو و ریلی) تقسیم می‌گردند. شکل (3-1) بصورت شماتیک، انواع امواج ایجاد شده در زلزله را نشان می‌دهد.

 

 

(a)   امواج حجمی

 (b)      امواج سطحی

۲-     بیشینه شتاب زمین (PGA)

از معیارهای مهم در طراحی و علت اصلی آسیبها، بیشینه شتاب سطح زمین در هنگام زلزله می‌باشد که بر اساس ضریبی ار g شتاب جاذبه زمین سنجیده می‌شود. علاوه بر این، معیارهای دیگری از جمله بیشینه سرعت ذره‌ای در سطح زمین نیز در تعیین میزان خرابی‌ها تعریف شده‌اند. بطور کلی بررسی‌ها نشان میدهند که اگر شتاب سطحی بیشینه تا 0/2g باشد، آسیبی به تونل وارد نمی‌شود و چنانچه این شتاب بین 0/2g تا 0/5g باشد، صدمات خفیف و قابل تعمیر را شاهد خواهیم بود و از شتاب 0/5g به بالا، انتظار آسیبهای شدیدتری خواهد بود.

3-     فرکانس و طول موج زلزله:

نزدیک بودن فرکانس ارتعاش سازه به فرکانس مولد ارتعاش، سبب پدیده تشدید می‌گردد. تحقیقات نشان می‌دهند که امواج زلزله دارای فرکانس کم و طول موج زیاد هستند. هر چه اندازه طول موج برخوردی به تونل نزدیک به قطر تونل باشد (حداکثر تا 4 برابر قطر تونل)، امکان تقویت نوسان وجود دارد، بطوری که طول موج تا دو برابر قطر تونل می‌تواند موجب آسیبهایی به تونل گردد. اگر تونلی به قطر 10 متر و در محیط ماسه سنگی که سرعت موج در آن 8/1 کیلومتر بر ثانیه است، در نظر گرفته شود، با فرض برخود موجی که دو برابر قطر تونل، طول موجش است، مقدار فرکانس لازم برای تحریک سقف به ریزش برابر است با 90 هرتز (f=c/λ)؛ که تولید این فرکانس برای زلزله‌های متداول ممکن نیست. مگر اینکه تونل به کانون زلزله و محل وقوع گسیختگی گسل بسیار نزدیک باشد و شاید فقط در انفجارهای عظیم امکانپذیر باشد.

 

4-     فاصله از مرکز زلزله:

 بدیهی است که هرچقدر تونل از مرکز زلزله فاصله می‌گیرد، امکان آسیب کمتر می‌شود. توجه به این نکته لازم است که در فرکانسهای پایین، میرایی دامنه نوسانها شدیدتر است بطوری که افت انرژی در امواج حجمی متناسب با عکس مجذور فاصله و در امواج سطحی متناسب با عکس فاصله می‌باشد.

 ۵-     دوام نوسانها (Duration) :

 عموماً پدیدة زلزله دارای فركانسهای كم و تعداد سیكلهای تنش زیاد می‌باشد. تعداد دفعات نوسان سازه- به خصوص آن تعدادی كه سازه را وارد محدودة غیرخطی می‌كند- عامل بسیار مهمی در بالا رفتن میزان آسیبهای وارده به تونل می‌باشد. دوام و تعداد زیاد نوسانها باعث پدیده خستگی (Fatigue) می‌شود و این پدیده موجب تغییرشكلهای بزرگ در اطراف تونل می‌گردد.

 

6-     شدت و بزرگی زلزله :

بزرگی زلزله را نمی‌توان به‌طور جداگانه مورد بررسی قرار داد زیرا این عامل مربوط به دامنة امواج ارتجاعی و انرژی تولید شده در مركز زلزله می‌باشد. اگر بزرگی زلزله با پارامتر فاصله از مركز زلزله در نظر گرفته شود، می‌توان نمودارهایی مانند شكل 3-2 تهیه نمود. در این شكل بطور مثال اگر زلزله‌ای با بزرگی 5/7 ریشتر (Richter) مبنا باشد، در فواصل بیش از 60 كیلومتر انتظار آسیب‌دیدگی نخواهیم داشت. برخلاف بزرگی زلزله، شدت زلزله را می‌توان به‌تنهایی به ‌عنوان معیاری در تعیین آسیب‌دیدگی مطرح ساخت زیرا بر اساس میزان تخریب زلزله تدوین شده است.

 

 

شكل  3-2 : ارتباط شدت و بزرگی . شتاب بیشینه زلزله با فاصله از گسل

 ۷-     گسلش

گسلش از ویژگیهای زلزله به شمار نمیرود، و در واقع عامل ایجاد کننده زلزله است. در حوزه‌های مختلف مهندسی عمران و ساخت و ساز و در مطالعات آسیب پذیری شهری، بدلیل محدود بودن ابعاد سازه‌ها و احتمال بسیار کم تقاطع این سازه‌ها با خط گسلش، این قسمت از اهمیت زیادی برخوردار نیست. ولی در حوزه تونل سازی، بدلیل ویژگی اصلی این سازه‌ها که طولانی بودن آنها می‌باشد، احتمال تقاطع این سازه‌ها با محل گسلش، بسیار زیاد و تقریبا امری اجتناب‌ناپذیر است. بدلیل اهمیتی که گسلش در امر تونل سازی دارد، این موضوع بصورت جداگانه مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

 

(گرفته شده از سايت وجودي)

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 مهر1387ساعت 12:43  توسط احمدامید نادری | 

 

امارات متحده عربي قصد دارد احداث آسمانخراشي به ارتفاع بيش از ۱۰۰۰ متر را در اين كشور آغاز كند.

 

به گزارش ايرنا پايگاه اينترنتي شبكه تلويزيوني اتريش روز دوشنبه با اعلام اين خبر افزود: اين آسمانخراش نخستين برج در سراسر جهان دنيا خواهد بود كه ارتفاع آن بيش از ۱۰۰۰ متر است.

برپايه اين گزارش ، ارتفاع اين آسمانخراش حتي از بلندي برج دبي نيز بيشتر است. كريس او دانل مدير شركت ساختماني نخل كه عهده دار ساخت اين برج است روز يكشنبه درباره اين پروژه گفت: اجراي اين پروژه بسيار نفس گير خواهد بود . شبكه تلويزيوني اتريش افزود: براي ساخت اين برج با بيش از ۲۰۰ طبقه در محل جزيره نخل امارات در شهر دبي ، به حدود ۱۰ سال زمان نياز است.

به گزارش اين منبع، در محل احداث اين برج ، ۴۰ آسمان خراش ديگر با تعداد ۹۰ طبقه وجود دارد.

به گفته مدير اين پروژه ، مراحل اوليه ساخت اين پروژه و پي ريزي‌ها آغاز شده است . به گزارش شبكه تلويزيوني اتريش ، ارتفاع دقيق ، زمان لازم و هزينه‌هاي اجراي ساخت اين آسمان خراش هنوز اعلام نشده است اما ارتفاع ان سه برابر برج كامرس بانك آلمان در فرانكفورت خواهد بود كه حدودا ۳۰۰ متر ارتفاع دارد.

 با طرح ساخت اين آسمانخراش شركت نخل قادر خواهد بود بزرگترين رقيب خود ( شركت ساختماني امار پراپرتيس) Emaar Properties را كه به ساخت مرتفع‌ترين ساختمان‌هاي جهان شهره است ، كنار بزند.

برج دبي بين ۸۰۰ تا ۹۰۰ متر ارتقاع دارد و با حدود ۱۷۵ طبقه از فاصله ۱۰۰ كيلومتري قابل رويت است . هزينه ساخت ابن برج با ۵۴ آسانسور و ۲۴۰۰ نفر كارگر ، يك ميليارد و هشتصد ميليون دلار عنوان شده است .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 16 مهر1387ساعت 12:40  توسط احمدامید نادری | 

 

 اجراي درزهاي ساخت(cold joint) در ساختمانهاي كانكريتي

اين درزها در ساختمانهاي كانكريتي كاربرد دارند و آن هنگامي است كه كانكريت‌ريزي دو قسمت مجاور و چسبيده به هم، در دو زمان مختلف صورت گيرد. به سطح كانكريت خميري جديد و كانكريت سفت قديمي،سطح ريخت  يا درز اجرايي گفته مي‌شود. موقعيت و شكل درز، بايد از قبل پيش‌بيني شده باشد. تعيين محل درز نبايد به تصادف و پيشرفت كار كانكريت‌ريزي واگذار شود، بلكه بايد قبل از شروع كار و در هنگام تهيه برنامه زمانبندي كانكريت‌ريزي، تدابير لازم در مورد درز اجرايي اتخاذ شده باشد.

دستيابي به پيوستگي كامل بين دو سطح كانكريتي در يك درز ساختماني ضروري است. از اين رو در درزهاي ساختماني معمولاً سعي مي‌شود در حالي كه كانكريت ريخته شده يك طرف درز نارس است، يك لايه سطحي از آن برداشته شود، به صورتي كه دانه‌ها نمايان شده و سطحي ناصاف و غيرمنظم حاصل گردد، اين وضع را مي‌توان با پاشيدن آب يا مخلوط آب و هوا، با فشار لازم و استفاده از برس سيمي ايجاد نمود. تا زماني كه قرار است كانكريت طرف ديگر درز اجرا شود، بايد سطح كانكريت اوليه مرطوب نگه داشته شود، به جز سطح خود درز كه بايد چند ساعت قبل از عمليات مراقبت از آن قطع گردد، به صورتي كه نوعي خشكي سطحي و كم‌عمق در سطح درز پديد آيد.

در كانكريت ريزي هاي حجيم بايد از سطوح ريخت خيلي بزرگ اجتناب شود، اين سطوح بايد به صورت پلكاني يا شكسته احداث شوند. ايجاد سطوح ريخت قائم، بايد به وسيله قالب موقت صورت پذيرد. بدين منظور مي‌توان از توري با چشمه ريز كه به وسيله يك شبكه محكم نگهداري مي‌شود، استفاده نمود. توري در توده كانكريت باقي مانده و يا بموقع كنده مي‌شود. به اين ترتيب سطح خشني به دست مي‌آيد. براي كانكريت‌ريزي وجه دوم درز بايد سطح ريخت كاملاً آماده شود. سطح ريخت بايد عاري از آلودگي، روغن، گريس، رنگ و نظاير آن باشد. تميز كردن سطح، كانكريت تا آنجا ضرورت دارد كه دانه‌هاي ريگ ميده مشخص گردد. بهترين روش براي تميز كردن سطح، ريگ ميده‌پاشي مرطوب با استفاده از آبپاش است، البته روشهاي ديگري نظير اسيدشويي، استفاده از آبپاش و يا استفاده از ابزار دستي، هر كدام بسته به موقعيت درز كاربرد دارند. براي تأمين پيوستگي كانكريت جديد و قديم پس از زخمي كردن سطح ريخت، بايد آن را به مدت طولاني خيس نگاه داشته و قبل از شروع كانكريت ريزي مجدد به كمك هواي فشرده، آب سطحي را از روي كانكريت زدود. براي تأمين پيوستگي بيشتر مي‌توان با نظر دستگاه نظارت بر مقدار كارايي كانكريت افزود. اين كار از طريق افزايش اسلمپ، افزايش ريگ ميده و يا كاهش مقداري از درشت‌دانه‌ها صورت مي‌گيرد. براي حصول كامل پيوستگي بهتر است قسمتهاي اوليه كانكريت جديد به خوبي و با دقت كامل مرتعش گردد.


مواد افزودني كانكريت

معرفی مواد افزودنی كانكريت وخواص آنها

مواد افزودني كانكريت عبارتند از:

مواد حباب‌ساز

مواد حباب‌ساز، حبابهاي بسيار ريز هوا (به قطر متوسط 50 ميكرون) را در كانكريت ايجاد مي‌كنند. توليد حباب هوا در كانكريت، سبب بهبود كيفيت كانكريت تازه از نقطه نظر كاهش نسبت آب به سيمان، كارايي بهتر، جلوگيري از جدا شدن مواد و رو زدن شيره كانكريت مي‌گردد و سبب پايداري كانكريت سخت شده در برابر يخزدگي و مواد يخ‌زدا نيز مي‌شود. وجود حباب هوا تأثير چنداني بر كاهش مقاومت فشاري كانكريت ندارد، بلكه گاهي اوقات به علت كاهش نسبت آب به سيمان، در مجموع موجب افزايش مقاومت آن نيز مي‌گردد. كانكريت با حباب هوا نفوذ ناپذيرتر از كانكريت معمولي است و از اين رو مقاومت آن در برابر سولفاتها بيشتر خواهد بود.

عمده‌ترين مواد حباب‌ساز (كف‌زا) عبارتند از: صمغهاي طبيعي چوب، چربيهاي حيواني يا نباتي و اسيدهاي چرب آنها، صابونها و مواد پاك كننده[1]. پايدار ماندن كف، از خواص ضروري آنست و در غير اين صورت حبابها در اثر وزن كانكريت خواهند تركيد. از اين رو علاوه بر مواد كف‌زا مواد پايدار كننده[2] حباب نيز افزوده مي‌شود. معمولاً حجم حباب هواي وارده در كانكريت از (4%) تا (8%) است. در موقع لرزاندن، مقداري از حبابهاي هوا از كانكريت خارج مي‌شوند كه در صورت لزوم با افزودن ميزان مواد حباب‌ساز اين كمبود را جبران مي‌كنند.

 مواد كاهنده آب

مواد كاهنده آب براي كاهش مقدار آب اختلاط مورد نياز در توليد كانكريت با رواني معين يا افزايش رواني كانكريت براي مقدار معيني آب به كار مي‌روند. بسياري از مواد كاهش دهنده آب مي‌توانند باعث تأخير در گيرش كانكريت شوند و برخي از آنها ممكن است تسريع كننده گيرش باشند و گروهي توليد حباب هوا نيز بنمايند. مواد كاهنده آب با مقدار سيمان و اسلامپ ثابت، باعث افزايش مقاومت كانكريت با كاهش در بروز خطر آب انداختن يا رو زده شدن كانكريت و جداشدگي اجزا و كاهش نفوذپذيري كانكريت مي‌گردند. مواد كاهنده آب، اغلب از اسيدهاي ليگنوسولفينيك[3] يا اسيدهاي هيدروكسي كربوكسيليك[4] و نمكهاي آنها ساخته مي‌شوند.

مواد كندگير كننده

مواد افزودني كندگير كننده براي كاهش تأثير هواي گرم بر گيرش كانكريت، گاهي اوقات براي طولاني كردن زمان گيرش در كارهاي حجيم مانند سدهاي بزرگ كانكريتي يا پمپ كردن كانكريت در فواصل زياد يا حمل كانكريت آماده در مسافتهاي دور به كار مي‌روند. مصرف اين مواد معمولاً موجب كاهش مقاومت اوليه كانكريت مي‌شود. اغلب كندگير كننده‌ها، روان كننده يا عامل كاهنده آب كانكريت نيز هستند. در برخي از آنها حباب هوا نيز ايجاد مي‌شود. معمول‌ترين كندگير كننده‌ها سولفات كلسيم است كه براي تنظيم زمان گيرش سيمان در موقع آسياب كردن كلينگر به آن اضافه مي‌شود. شكر به مقدار حدود (1/0%) وزن سيمان اثر كمي در كندگير كردن دارد و هنگامي كه مقدار آن به (2/0%) برسد، ممكن است گيرش نهايي را تا 72 ساعت نيز تأخير اندازد. پودر شير كم چربي، انواع نشاسته كلرورهاي آمونيوم و آهن، اكسي كلرورها، برات و تارتارات كلسيم و بي‌كربناتهاي قليايي گيرش سيمان را به تأخير مي‌اندازند.

مواد تسريع كننده (تندگير كننده)

مواد تسريع كننده به منظور تسريع در گيرش، سخت شدن و كسب مقاومت زودهنگام به كار مي‌روند. كلرور كلسيم از متداول‌ترين مواد تسريع كننده است، ولي اثر چنداني در پايين آوردن درجه حرارت يخ زدن كانكريت ندارد. قبل از مصرف، بايد آن را در آب حل كرده و سپس به آب اختلاط كانكريت اضافه نمود. زيرا در صورت افزودن آن به صورت خشك، تكه‌هاي حل نشده در مخلوط ممكن است سبب بيرون پريدگي كانكريت سخت شده و ايجاد لكه‌هاي سياه روي سطح كانكريت شود. مقدار كلرور كلسيم هيچ گاه نبايد از (2%) وزن سيمان در كانكريت غير مسلح تجاوز كند، چون سبب سفت شدن سريع و ازدياد جمع‌شدگي ناشي از خشك شدن كانكريت مي‌شود. مصرف آن به خاطر  وجود يون كلر، در كانكريت مسلح و قطعات كانكريتي كه در آن تكه‌هاي آلومينيومي يا فولادي كار گذارده شده، يا احتمال بروز واكنشهاي قليايي در مواد سنگي آن موجود باشد و يا در معرض آب يا خاك سولفاته قرار گيرد، ممنوع است.

درصدهاي معيني از سولفاتهاي سديم و پتاسيم و هيدراكسيدهاي سديم و پتاسيم در تندگير كردن كانكريت مؤثرند. مواد مضافي بر مبناي فرماتهاي كلسيم و سديم نيز ساخته شده‌اند كه خورندگي آنها كمتر است. گاهي اوقات فرمات كلسيم با مواد بازدارنده خوردگي مانند نيتراتها، بنزواتها و كرماتها مخلوط مي‌شود. نيترات كلسيم و چند تركيب ديگر نيز به عنوان تسريع كننده پيشنهاد شده‌اند. به طور كلي افزودن مواد تندگير كننده، بيشتر براي فصول سرد و برداشتن قالب قبل از موعد است. اصولاً طرح اختلاط صحيح كانكريت، گرم كردن آب و سنگدانه‌هاي آن وعایقكاري حرارتي قالبها به مصرف مواد تسريع كننده ارجحيت دارد.

مواد پوزولاني

مواد پوزولاني، مواد سيليسي يا سيليسي و آلومينيومي رآكتيوي هستند كه هرگاه به خوبي آسياب شوند و به صورت ذرات ريزي به نرمي سيمان درآيند، خود به خود با آب تركيب نمي‌شوند، ولي در مجاورت موادي نظير هيدرواكسيد كلسيم، سولفات كلسيم و سيمان پرتلند در دماي عادي فعال شده و با آب تركيباتي شبيه سيمان به وجود مي‌آورند كه خاصيت چسبانندگي دارد. چرتهاي اپاليني[5] شيل‌ها[6] توفها[7] پاميستي‌ها[8] خاك دياتومه[9] داراي اين خاصيت هستند. مواد پوزولاني مصنوعي نيز وجود دارند. سرباره كوره آهنگدازي[10]، خاكستر زغال سنگ نرم شده[11] خاكستر نرم[12] دوده سيليس[13] از اين جمله‌اند.

مواد پوزولاني باعث كم كردن حرارت آبگيري سيمان، آب‌بندي نسبي كانكريت، كاهش واكنش قليايي سنگدانه‌ها و حمله سولفاتها در كانكريت مي‌شود. مواد پوزولاني را مي‌توان جانشين بخشي از كلينكر در سيمان كرد. در اين صورت كاهش در مقاومت اوليه و 28 روزه كانكريت رخ مي‌دهد، ولي مقاومت در عمرهاي بيشتر، افزايش يافته و نه تنها كمبود مقاومت جبران مي‌گردد، بلكه گاهي اوقات افزايش نيز مي‌يابد.

مواد روان ساز يا خميري كننده

گاهي اوقات به علت شكل نامناسب دانه‌هاي سنگي، نامناسب بودن دانه‌بندي يا اشكال در انتخاب نسبتها‌ي اختلاط، مخلوط كانكريت تازه خشن است. در اين شرايط ممكن است، بهبود كارايي مورد نياز باشد، به ويژه در حالتي كه پرداخت سطوح كانكريتي با ماله مورد نظر است. كارايي بهبود يافته ممكن است در كانكريت‌ريزي قطعات با ميلگرد زياد، پمپ كردن كانكريت و كانكريت‌ريزي توسط لوله نيز مورد استفاده قرار گيرد. بيشتر اوقات افزايش عيار سيمان يا دانه‌هاي ريز، كارايي مورد نياز را تأمين مي‌كند. بهترين ماده روانساز، حباب هوا است و به ويژه در بهبود كارايي مخلوطهاي كم سيمان خشن مؤثر است. چون حبابهاي هوا همانند لغزان‌ساز عمل مي‌كنند.

در مخلوطهايي كه مصالح رد شده از الكهاي با چشمه 300 و 150 ميكروني آنها كم است، براي بهبود كارايي، افزودن مواد نرم شده پوزولاني يا بي‌اثر (شيميايي) متداول است.

روان كننده‌هاي ممتاز[14]

اين مواد گونه جديدي از مواد افزودني روان كننده و كاهش دهنده آب مي‌باشند كه داراي اثر روان كنندگي بيشتري هستند، به لحاظ شيميايي مواد تغليظ شده فرم‌آلدئيد ملامين[15] مي‌باشند كه تأثير زيادي در پخش ذرات سيمان داشته و معمولاً قدري كندگير كننده نيز هستند.

روان كننده‌هاي ممتاز در كانكريت‌ريزي مقاطع پر آرماتور، نقاط غير قابل دسترس، دال كفها يا راهها مصرف مي‌شوند، بدون اينكه نياز به مرتعش كردن داشته باشند. مصرف ديگر روان كننده‌هاي ممتاز در توليد كانكريت با كارايي عادي، ولي با مقاومت بسيار زياد به جهت كاهش قابل ملاحظه در نسبت آب به سيمان مي‌باشد. براي دستيابي به كارايي معين، ممكن است روان كننده‌هاي ممتاز تا (35%) از ميزان آب كانكريت بكاهند و مقاومت 24 ساعته كانكريت را (50%) تا (75%) بالا برند.

مواد آب‌بند كننده[16]

در بسياري از مواقع به ويژه هنگامي كه كانكريت در معرض فشار آب قرار گيرد، غير قابل نفوذ بودن آن مطرح مي‌شود. آب‌بند بودن كانكريت با مقدار سيمان و آب اختلاط و مدت عمل آوردن آن در شرايط مطلوب و مساعد ارتباط دارد. كانكريتهاي با اسلامپ كم و نسبت آب به سيمان كمتر از 49/0، چنانچه به نحو مناسبي ساخته و عمل آورده شوند، تقريباً آب‌بند هستند. موادي كه براي آب‌بندي مصرف مي‌شوند، معمولاً مواد ضد رطوبت (شامل اسيد اولئيك، اسيد استآريك يا پنتاكلروفيل) و پوزولونها هستند. در صورت توليد سيمان آب‌بند كننده مي‌توان از آن به جاي سيمان پرتلند معمولي در آب‌بند كردن كانكريت استفاده نمود.

مواد افزودني متفرقه

مواد افزودني ديگري نيز وجود دارند كه اهم آنها عبارتند از:

ـ مواد كمكي دوغاب‌ريزي و ترزيق سيمان

ـ مواد توليد كننده گاز به منظور توليد كانكريت گازي، معمول‌ترين اين مواد پودر روي يا آلومينيوم است.

ـ مواد زبر كننده سطوح كانكريت به منظور جلوگيري از لغزش اجسام بر روي كفها.

ـ مواد رنگي كه به سيمان سفيد يا پرتلند براي توليد كانكريت رنگي افزوده مي‌شوند.

ـ تركيبات عمل آورنده كه براي جلوگيري از تبخير آب از سطوح كانكريتي در شرايط گرم و وزش باد، بر روي كانكريت پاشيده مي‌شوند.

ـ مواد ديرگير كننده سطوح كانكريتي، به منظور شستشوي خمير آنها و نمايان شدن دانه‌هاي سنگ، كه ممكن است روي قالب پاشيده يا ماليده يا به صورت ورقه‌هاي پيش‌ساخته بر روي قالب چسبانده شوند.

ـ امولسيونهاي مواد پلاستيكي (به طور مثال پلي وينيلها) كه براي روكشهاي سطوح كف يا انجام تعميرات و لكه‌گيري مورد استفاده قرار مي‌گيرند.

ـ مواد پيوندساز به منظور پيوند بهتر كانكريت كهنه و تازه كه بيشتر از مواد پليمري هستند.

ـ پليمرهاي ويژه كه براي توليد كانكريتهاي پليمري مخصوص مصرف مي‌شوند.

ـ ساير مواد گوناگون

 

[1]. Detergents

[2]. Stabilizer

[3]. Lignosulphinic Acids

[4]. Hydroxylated Carboxylic Acids

[5]. Opaline Cherts

[6]. Shales

[7]. Tuffs

[8]. Pumicites

[9]. Diatomaceous Earth

[10]. Blast Furnace Slag

[11]. Pulverized Fuel Ash = PFA

[12]. Fly Ash

[13]. Silica Fume - SF

[14]. Super Plastisizers

[15]. Condensation Product Melamin Formaldehyde

[16]. Water Proofer




 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 شهریور1387ساعت 13:47  توسط احمدامید نادری | 

 

امروز توسعه شهر ها و فن اوری در قسمت ساختمانهازیادتر ریشه در بافت هنر معماری و ساختار و قابلیت پزیری مسلک انجینری در کشورهای پیشرفته دارد.که با استفاده از نورم ها و کودهای دیزاین پدیده های جدیدی ساختمانی را جایگزین میسازد . ناگفته نباید گزاشت بیدون درنظرداشت اقتصاد و امکانات مورد نیاز دسترسی به فن اوری جدید تیوری روی یک صفحه ای کاغذ خواهد بود.

در فاصله سال‌های 1929 تا 1935، یک مهندس کشتی ایتالیایی به نام «آنجلو اینورنیتزی »، با همکاری یک مهندس معمار دیگر به نام «اتوره فاجولی» ساختمانی ساخت که ویژگی منحصر به فردی داشت: قسمت بالایی ساختمان مثل عقربه یک ساعت در طول روز می‌چرخد و در نتیجه همیشه ساختمان رو به نور خورشید است و از پنجر‌ه‌های آن نور خورشید به داخل ساختمان می‌تابد.

 Tinypic

طول برج این ساختمان 43 متر است، نیروی لازم برای چرخش ساختمان توسط دو موتور تأمین می‌شود که هر کدام 3 اسب بخار نیرو دارند. سرعت حرکت این ساختمان 1500 تنی، 4 میلیمتر در ثانیه است.

 Tinypic

این ساختمان به ایتالیایی 'il girasole نام دارد که کاملا بامسماست ، چرا که آفتابگردان معنی می‌دهد.

.

 Tinypic

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 مرداد1387ساعت 14:19  توسط احمدامید نادری |